XVI

به خود گفتم چنان خواهم از این پس

که دیگر روی او یادم نیاید

ولی هر بار کاین وعده کردم

بدانستم که از من بر نیاید...

XV

با آن که تمام هستی ام ربوده ای

با آن که هیچ با من نبوده ای

باز هم به تو فکر می کنم ولی

دریغا چه فکرهای بیهوده ای...


پ.ن 1: چند تا از دو بیتی هامو میذارم که چند ماه پیش گفتم. ببینم نظرتون چیه...

پ.ن 2: طرف میاد درخواست تبادل لینک میکنه. تو هم از روی رودربایستی قبول می کنی. ولی دیگه نمیاد به وبلاگت! به نظرتون این چه کاریه؟!!!

XIV

آینه گولم نخواهد زد!

خوب می دانم

درون این کالبد جوان

پیرمردی سکنا گزیده...

XIII

دلم می گیرد وقتی می بینم از بعضی جهات هیچ تغییری نکرده ام.

هنوز وقتی استاد دارد صحبت می کند، حواسم پرت می شود؛

حتی نمی دانم به چه فکر می کنم...!

XII

شاید باز ناپرهیزی کرده ام!

که صدایی در گوشم می خواند:

رها باش از آدمها...

XI

همیشه نگاه اول، از روی عادت است.

نگاه دوم اما،

انقدر معنی دارد که نگو...!

X

امروز خم شدم و در گوش کودکی که مرده به دنیا آمده بود، آهسته گفتم:

چیزی را از دست ندادی...!


«آلبر کامو»

IX

سخت ترین قضاوت، در مورد خودت است.

وقتی، شاکی و متهم خودت باشی

و ندانی کدام طرف را دریابی...

VIII

کاش میشد به بعضی ها گفت:

دلم برای ندیدنت شدیدا تنگ شده…!